الشيخ محمد الصادقي الطهراني

42

ستارگان از ديدگاه قرآن (فارسى)

فرضيه‌اى مبهم : نگارنده به خود اجازه ميدهد كه از شعاع اين آيه و امثال آن فرض مادهء دو بعدى را پيش كشد : ( ماده نخستين دو بعدى است ) : اين فرضيه دوگونه تفسير مىشود : 1 - دو بعد از سه بعد : طول و عرض و عمق : « دو بعد هندسى » . 2 - دو جزء كه گسيختن آنها مساوى با نابودى ماده است ، اين دو جزء نخستين مرز موجوديت و نيز آخرين مرز هستى ماده‌اند ، در آغاز اين دو جزء به حال پيوستگى آفريده شدند ، و در صورت فناء كلى جهان ، آخرين چهرهء موجوديت ماده همان دو جزء است ، كه گسيختن آنها از يكديگر كسستن ماده از اصل هستى او است . و مادهء دو بعدى بتفسير دوم قابل فهم است ، ولى بتفسير اولى فعلا با موازين هندسى سازگار نيست ، اكنون مادهء دو بعدى هندسى در بوتهء اجمال است تا در آينده چه پيش آيد . و اللّه الهادى الى صراط المستقيم . چرا قرآن از اين ماده مرموز و ناشناخته بلفظ ماء ( آب ) تعبير كرده است ؟ بشر حق دارد فقط براى چيزهائى نام‌گذارى كند كه آنها را ميشناسد و در مييابد ، روى اين حساب براى مادهء نخستين كه اين اندازه براى بشر پنهانست ناگزير نامى هم پيدا نكرده است . و قرآن بجاى آنكه واژهء جديدى براى اين مادهء مرموز جعل كند و رمزى بر اين رمز بيفزايد ، لفظ آب را كه روشنترين و مناسب‌ترين تعبير است - در گستره الفاظ - براى شناسائى ما در جهان انتخاب كرده ، و از اين رهگذر روزنه‌اى هم براى يكنواخت بودن و روانى و همانندى اجزاء مادهء نخستين براى بشر گشوده است .